مهدى عبداللهى
11
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
هنگامى كه برگشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله علّت را جويا شد . على عليه السلام گفت : عمرو ، مادرم را دشنام داد و آب دهان به رويم انداخت ، من ترسيدم اگر در آن حال او را بكشم به خاطر خودم باشد . از اين رو او را رها كردم تا آنچه [ از خشم وناراحتى ] در من پديد آمده بود فرو نشيند ، آن گاه او را به خاطر خدا كشتم « 1 » .
--> ( 1 ) - بحارالانوار : 41 / 50 . ملّاى رومى داستانى را مشابه جريان فوق به نظم كشيده كه گزيده آن را در اينجا مىخوانيد : از على آموز اخلاص عمل * شير حق را دان منزّه از دغل در غزا بر پهلوانى دست يافت * زود شمشيرى برآورد و شتافت او خدو انداخت بر روى على * افتخار هر نبىّ و هر ولىّ او خدو انداخت بر رويى كه ماه * سجده آرَد پيش او در سجدهگاه در زمان انداخت شمشير آن على * كرد او اندر غزايش كاهلى گشت حيران آن مبارز زين عمل * از نمودن عفو و رحم بىمحل گفت بر من تيغ تيز افراشتى * از چه افكندى مرا بگذاشتى ؟ گفت من تيغ از پى حق مىزنم * بندهء حقّم نه مأمور تنم چون خدو انداختى بر روى من * نفس جنبيد و تبه شد خوى من نيم بهر حق شد و نيمى هوا * شركت اندر كار حق نَبْوَد روا مثنوى مولوى ، دفتر اوّل .